برچسب:
نویسنده: هستی قنبریپور
برچسب:
نویسنده: هستی قنبریپور
کاش یه مغازه بود
آدم میرفت
میگفت
بی زحمت یه کم "خیال خوش" میخوام
ببخشید این "خنده ها از ته دل" چندن؟
آقا!
این "آرامشا" لحظه ای چند؟
این"بی خیالیا" که میپاشن رو زندگی مشتی چند؟
کاش میشد آینده را پیش بینی کرد
صبر و منتظر موندن خیلی سخته
برچسب:
نویسنده: هستی قنبریپور
دلم یه عالمه اتفاق خوب میخواد
این لحطه ها حکم سرنوشت ساز ترین روزهای عمرم
اما من....
نمیدونم چطور نام گذاری کنم برای این حس غریب
غریب ودر عین حال آشنا
یه پارادوکس بزرگ
اصل را برچی بزارم
اصلا اصل میشه باشه یا اماره؟؟؟
شاید هم باید تخصصیش بدم
درست در واژه های که از روح قانون میاد!
دارم از حال الانم یادداشت میکنم
نام گذاری سختیه.....
شاید بشه گفت اسمش ،...نگرانی یا دلشوره یا عدم آگاهی
قوانین عدم پیش بینی آینده چی هست؟؟
+نمیدونم چی نوشتم
برچسب:
نویسنده: هستی قنبریپور
برچسب:
نویسنده: هستی قنبریپور